پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶

خراباتی است پر رندان سرمست

ز سر مستی همه نه نیست و نه هست

فرو رفته همه در آب تاریک

برآورده همه در کافری دست

همه فارغ ز امروز و ز فردا

همه آزاد از هشیار و از مست

مگر افتاد پیر ما بر آن قوم

مرقع چاک زد زنار در بست

یقینش گشت کار و بی گمان شد

درستش گشت فقر و توبه بشکست

سیاهیی که در هر دو جهان بود

فرود آمد به جان او و بنشست

نقاب جان او شد آن سیاهی

سیاهی آمد و در کفر پیوست

چو آب خضر در تاریکی افتاد

کنون هم او ز خلق و خلق ازو رست

دل عطار خون گشت و حق اوست

که تیری آنچنان ناگه ازو جست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸بی تو از صد شادیم یک غم به است
  2. غزل شمارهٔ ۹۹نور ایمان از بیاض روی اوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰شمع رویت را دلم پروانه‌ای است
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱گر جمله تویی همه جهان چیست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲ای دلشده دلربای من کیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳در عشق، قرار بی‌قراری است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴طریق عشق جانا بی بلا نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵سخن عشق جز اشارت نیست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.