پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵

جهانی جان چو پروانه از آن است

که آن ترسا بچه شمع جهان است

به ترسایی درافتادم که پیوست

مرا زنارِ زلفش بر میان است

درآمد دوش آن ترسا بچه مست

مرا گفتا که دین من عیان است

درین دین گر بقا خواهی فنا شو

که گر سودی کنی آنجا زیان است

بدو گفتم نشانی ده ازین راه

مرا گفتا که این ره بی‌نشان است

ز پیدایی هویدا در هویداست

ز پنهانی نهان اندر نهان است

فنا اندر فنای است و عجب این

که اندر وی بقایِ جاودان است

چو پیدا و نهان دانستی این راه

یقین می‌دان که نه این و نه آن است

به دین ما درآ گر مرد کفری

که عاشق غیر این دین کفردان است

یقین می‌دان که کفر عاشقی را

بنا بر کافریِ جاودان است

اگر داری سر این پای در نه

به ترک جان بگو چه جای جان است

وگرنه با سلامت رو که با تو

سخن گفتن ز دلق و طیلسان است

برو عطار و تن زن زانکه این شرح

نه کار توست کار رهبران است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷رهی کان ره نهان اندر نهان است
  2. غزل شمارهٔ ۸۸چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
  3. غزل شمارهٔ ۸۹کم شدن در کم شدن دین من است
  4. غزل شمارهٔ ۹۰عشق تو ز اختیار بیرونست
  5. غزل شمارهٔ ۹۱عشق جمال جانان دریای آتشین است
  6. غزل شمارهٔ ۹۲شیر در کار عشق مسکین است
  7. غزل شمارهٔ ۹۳بت ترسای من مست شبانه است
  8. غزل شمارهٔ ۹۴هر که درین دیرخانه مرد یگانه است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.