پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۸

غم بسی دارم چه جای صد غم است

زانکه هر موییم در صد ماتم است

غم نباشد کانچه پیشان است و پس

کم ز کم نبود نصیبم زان کم است

عالمی است اشراق نور آفتاب

کور را زانچه اگر صد عالم است

عالمی دردست بر جانم ولی

چون ازوست این درد جانم خرم است

درد زخم او کشیدن خوش بود

گر پس از صد زخم او یک مرهم است

گر بسی عمرم بود تا جان بود

آن من گر هست عمری یک دم است

گر کسی را آن دم اینجا دست داد

او خلیفه‌زاده‌ای از آدم است

ور کسی زان دم ندارد آگهی

مرده‌دل زاد است اگر از مریم است

بی‌خیال و صورت وهم و قیاس

چیست آن دم، شیر و روغن درهم است

نی که دایم روغن است و شیر نه

زانکه گر شیر است بس نامحرم است

گر فرید این جایگه با خویش نیست

آن دمش در پردهٔ جان همدم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۰خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
  2. غزل شمارهٔ ۸۱هر شور و شری که در جهان است
  3. غزل شمارهٔ ۸۲تا چشم برندوزی از هر چه در جهان است
  4. غزل شمارهٔ ۸۳عشق تو قلاوز جهان است
  5. غزل شمارهٔ ۸۴تا عشق تودر میان جان است
  6. غزل شمارهٔ ۸۵جهانی جان چو پروانه از آن است
  7. غزل شمارهٔ ۸۶همه عالم خروش و جوش از آن است
  8. غزل شمارهٔ ۸۷رهی کان ره نهان اندر نهان است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.