پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳

حسن تو رونق جهان بشکست

عشق روی تو پشت جان بشکست

هر سپاهی که عقل می‌آراست

غمزهٔ تو به یک زمان بشکست

ناوک‌انداز آسمان چو بدید

طاق ابروی تو کمان بشکست

عکس ماهت به آفتاب رسید

منصب آفتاب از آن بشکست

پسته را پهن بازمانده دهان

دانی از چیست زان دهان بشکست

همچو شمعی شکر چرا بگداخت

که دلش زان شکرستان بشکست

حیلهٔ جادوان بابل را

آن دو جادوی دلستان بشکست

چون به وصلت توان رسید که هجر

دل عطار ناتوان بشکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵سر عشقت مشکلی بس مشکل است
  2. غزل شمارهٔ ۷۶رَه میخانه و مسجد کدام است
  3. غزل شمارهٔ ۷۷تا در تو خیال خاص و عام است
  4. غزل شمارهٔ ۷۸غم بسی دارم چه جای صد غم است
  5. غزل شمارهٔ ۷۹درج لعلت دلگشای مردم است
  6. غزل شمارهٔ ۸۰خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
  7. غزل شمارهٔ ۸۱هر شور و شری که در جهان است
  8. غزل شمارهٔ ۸۲تا چشم برندوزی از هر چه در جهان است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.