پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

چشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش است

خوشی چشمش از آنست کین همه دستان خوش است

نرگس دستان گرش دست دل از حیله برد

هرچه کند چشم او ور ببرد جان خوش است

زلف پریشانش را حلقه به گوشم از آنک

بر رخ چون ماه او زلف پریشان خوش است

خندهٔ شیرین او گریهٔ من تلخ کرد

گریهٔ خونین من زان لب خندان خوش است

پستهٔ شیرین او شور دل عاشقانش

شور دل عاشقانش زین شکرستان خوش است

چون سخنش را گذر بر لب شیرین اوست

آن سخن تلخ او همچو شکر زان خوش است

عقل لبش را مرید از بن دندان شده است

نیست درین هیچ شک کان لب و دندان خوش است

سبزهٔ خطش دمید بر لب آب حیات

با خط سرسبز او چشمهٔ حیوان خوش است

بحر صفت شد به نطق خاطر عطار ازو

در صفت حسن او بحر درافشان خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴در دلم تا برق عشق او بجست
  2. غزل شمارهٔ ۷۵سر عشقت مشکلی بس مشکل است
  3. غزل شمارهٔ ۷۶رَه میخانه و مسجد کدام است
  4. غزل شمارهٔ ۷۷تا در تو خیال خاص و عام است
  5. غزل شمارهٔ ۷۸غم بسی دارم چه جای صد غم است
  6. غزل شمارهٔ ۷۹درج لعلت دلگشای مردم است
  7. غزل شمارهٔ ۸۰خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
  8. غزل شمارهٔ ۸۱هر شور و شری که در جهان است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.