پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷

شمع رویت ختم زیبایی بس است

عالمی پروانه، سودایی بس است

چشم بر روی تو دارم از جهان

گر سوی من چشم بگشایی بس است

گرچه رویت کس سر مویی ندید

گر سر موییم بنمایی بس است

من نمی‌دارم ز تو درمان طمع

درد بر دردم گر افزایی بس است

تا قیامت ذره‌ای اندوه تو

مونس جانم به تنهایی بس است

گر توانایی ندارم در رهت

زاد راهم، ناتوانایی بس است

گر ز عشقت عافیت می‌پرسدم

عافیت چه کنم، که رسوایی بس است

دوش عشقش تاختن آورد و گفت

از توام ای رند هرجایی بس است

در قلندر چند قرائی کنی

نقد جان درباز، قرائی بس است

هست زنار نفاقت چارکَرد

گر مسلمانی ز ترسایی بس است

ختم کن اسرار گفتن ای فرید

چون بسی گفتی ز گویایی بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹نیم شبی سیم برم نیم مست
  2. غزل شمارهٔ ۷۰دوش ناگه آمد و در جان نشست
  3. غزل شمارهٔ ۷۱در سرم از عشقت این سودا خوش است
  4. غزل شمارهٔ ۷۲چشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۷۳حسن تو رونق جهان بشکست
  6. غزل شمارهٔ ۷۴در دلم تا برق عشق او بجست
  7. غزل شمارهٔ ۷۵سر عشقت مشکلی بس مشکل است
  8. غزل شمارهٔ ۷۶رَه میخانه و مسجد کدام است
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.