پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵

هر که را ذره‌ای ازین سوز است

دی و فرداش نقد امروز است

هست مرد حقیقت ابن‌الوقت

لاجرم بر دو کون پیروز است

چون همه چیز نیست جز یک چیز

پس بسی سال و ماه یک روز است

صد هزاران هزار قرن گذشت

لیک در اصل جمله یک سوز است

چون پی یار شد چنان سوزی

شب و روزش چو عید و نوروز است

ذره‌ای سوز اصل می‌بینم

که همه کون را جگر دوز است

نیست آن سوز از کسی دیگر

بل همان سوز آتش‌افروز است

سوز معشوق در پس پرده

عاشقان را دلیل‌آموز است

هرکه او شاه‌باز این سر نیست

زین طریقت جهنده چون یوز است

تو اگر مردی این سخن پی بر

که فرید آنچه گفت مرموز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷شمع رویت ختم زیبایی بس است
  2. غزل شمارهٔ ۶۸وشاقی اعجمی با دشنه در دست
  3. غزل شمارهٔ ۶۹نیم شبی سیم برم نیم مست
  4. غزل شمارهٔ ۷۰دوش ناگه آمد و در جان نشست
  5. غزل شمارهٔ ۷۱در سرم از عشقت این سودا خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۷۲چشم خوشش مست نیست لیک چو مستان خوش است
  7. غزل شمارهٔ ۷۳حسن تو رونق جهان بشکست
  8. غزل شمارهٔ ۷۴در دلم تا برق عشق او بجست
همه‌ی غزلیات ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.