پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲

ای که پنداری که نَبوَد حشمت و جاهی ترا

هست شرق و غرب عالم، ماه تا ماهی ترا

از پِیَش تا چند گردی، کو به کو و دربدر

رو به خویش آور، که هست از خود به او راهی ترا

گام نِه اول به ره، پس از خود ای سالک بِرَه

زان نِه ای آگه، که از خود هست آگاهی ترا

گر خدا خواهی تو، خود خواهی بنه در گوشه ای

تا که خود خواهی شود، عین خدا خواهی ترا

جام جم خواهی بیا، از خود ز خود بیخود طلب

بهر دارا ساختند آئینهٔ شاهی ترا

خوشه ای از خرمنش اسرار اگر داری طمع

اشک باید ژاله سان و چهره ای کاهی ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴رشتهٔ تسبیح بگسستیم ما
  2. شمارهٔ ۵دل بسته نقش چهرهٔ دلدار خویش را
  3. شمارهٔ ۶از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشان‌ها
  4. شمارهٔ ۷ای قد تو سرو بوستان‌ها
  5. شمارهٔ ۸گرفته سبزه و گل روی صحرا
  6. شمارهٔ ۹ای نام خوش تو بر زبان‌ها
  7. شمارهٔ ۱۰تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را
  8. شمارهٔ ۱۱آمده از خود به تنگ کو سرِ دار فنا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.