پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۹

ای نام خوش تو بر زبان‌ها

وی یاد تو زینت بیان‌ها

از مهر رخت چو ذره هستند

در رقص و سماع آسمان‌ها

مرغان ترانه‌سنج خوانند

وصف رخ تو به بوستان‌ها

اندر ره عشق بی‌سرانجام

دریاهایی است بیکران‌ها

ای دل بشتاب زانکه رفتند

زین کاخ مجاز کاروان‌ها

از سروری جهان گذر کن

در باطن خود ببین جهان‌ها

سر دهنت نیافت اسرار

هر قدر شدش عیان نهان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱آمده از خود به تنگ کو سرِ دار فنا
  2. شمارهٔ ۱۲ایزد بسرشت چون گل ما
  3. شمارهٔ ۱۳گرمهٔ من برافکنَد، از رخ خود نقاب را
  4. شمارهٔ ۱۴بشکست بسنگ کین پر ما
  5. شمارهٔ ۱۵کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنت‌ها
  6. شمارهٔ ۱۶شهنشهی طلبی باش چاکر فقرا
  7. شمارهٔ ۱۷الا یا نفس قد زموالمطا یا
  8. شمارهٔ ۱۸وجودش بس ز حق دارد مزایا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.