پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۸

گرفته سبزه و گل روی صحرا

سقاک اللّه ساقی هات خمراً

ز هجرانت بسوزیم و بسازیم

لعل اللّه یحدث بعد امراً

وفا در عهد حسنت گشته نایاب

احسن العهد للحسناه یدری

ز لعلت جرعهٔ روزی چشیدیم

فاحسوا من دمآء القلب دهراً

دلم بگداخت از سوز فراغت

فاجفانی الدمآیهطلن قطراً

فروغ رخ ز تار موی بنما

ارینی فی بهیم اللیل قجراً

فروزی آتش طلعت بهر بزم

باحشائی لقد سعرت جمراً

به پیش گلشن فردوس رویش

دعوا عنا ریاحینا و زهراً

دهانت سر اسرار الهی است

فقل و اکشف لسرفیک ستراً

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را
  2. شمارهٔ ۱۱آمده از خود به تنگ کو سرِ دار فنا
  3. شمارهٔ ۱۲ایزد بسرشت چون گل ما
  4. شمارهٔ ۱۳گرمهٔ من برافکنَد، از رخ خود نقاب را
  5. شمارهٔ ۱۴بشکست بسنگ کین پر ما
  6. شمارهٔ ۱۵کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنت‌ها
  7. شمارهٔ ۱۶شهنشهی طلبی باش چاکر فقرا
  8. شمارهٔ ۱۷الا یا نفس قد زموالمطا یا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.