پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنت‌ها

دلم صد چاک شد از بس که خوردم تیر آفت‌ها

سپند از انجم و مجمر ز مه هرشب از آن سوزد

که سارد از رخ خوب تو ایزد دفع آفت‌ها

دهید ای ناصحان پندم ز هول حشر تا چندم

دمی صدبار می‌بینم از آن قامت قیامت‌ها

عجب دارم که صورت بست در مرآت آن صورت

که بتواند کشد با آن نزاکت عکس صورت‌ها

زنم هر لحظه اوراق کتاب دیده را برهم

که جز نقش تو گر جویم بشویم ز اشک حسرت‌ها

ز صهبای شهودش جرعهٔ ساقی کرامت کن

که بر اسرار روشن گردد اسرار کرامت‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷الا یا نفس قد زموالمطا یا
  2. شمارهٔ ۱۸وجودش بس ز حق دارد مزایا
  3. شمارهٔ ۱۹گر پریشان حالم او داند لسان حال را
  4. شمارهٔ ۲۰الهی بر دلم ابواب تسلیم و رضا بگشا
  5. شمارهٔ ۲۱سینه بشوی از علوم زاده سینا
  6. شمارهٔ ۲۲دور از شاه خراسان در بلا
  7. شمارهٔ ۲۳صبا از ما بگو آن بیوفا را
  8. شمارهٔ ۲۴اختران پرتُوِ مشکاتِ دلِ انورِ ما
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.