پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

اختران پرتُوِ مشکاتِ دلِ انورِ ما

دل ما مظهر کُل، کل همگی مَظهر ما

نه همین اهل زمین را همه باب اللهیم

نُه فلک در دوَرانند به دورِ سرِ ما

برِ ما پیرِ خِرد طفل دبیرستانست

فلسفی مقتبسی از دلِ دانشوَرِ ما

گرچه ما خاک‌نشینانِ مُرقّع‌پوشیم

صد چو جم خفته به دریوزه‌گری بر درِ ما

چشمهٔ خِضر بوَد تشنه شرابِ ما را

آتش طور شراری بوَد از مُجمَرِ ما

ای که اندیشهٔ سر داری و سر می‌خواهی

به کدوئی است برابر سر و افسر، بَرِ ما

گو به آن خواجهٔ هستی‌طلبِ زهدفروش

نبوَد طالبِ کالای تو در کشورِ ما

بازی بازوی نصریم نه چون نسر بچرخ

دو جهان بیضه و فرخی است به زیرِ پرِ ما

ماه گر نور و ضیا کسب نمود از خورشید

خور بوَد مکتسب از شعشعهٔ اخترِ ما

خسرو ملک طریقت به حقیقت مائیم

کله از فقر به تارک ز فنا افسر ما

عالم و آدم اگر چه همگی اسرارند

بود اسرار کمینی ز سگان در ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما
  2. شمارهٔ ۲۷اصحبوا العشق ایها الا صحاب
  3. شمارهٔ ۲۸فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
  4. شمارهٔ ۲۹ای ماه جبین سیم غبغب
  5. شمارهٔ ۳۰پیوسته مرا ز غم تب و تاب
  6. شمارهٔ ۳۱جلوه گر در پرده آمد آفتاب
  7. شمارهٔ ۳۲دل و جانم فدای حضرت دوست
  8. شمارهٔ ۳۳باز بلبل لحن موسیقار داشت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.