پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

ساقی بیا که گشت دلارام رام ما

آخر بداد دلبر خوش‌کام کام ما

بس رنج برده‌ایم و بسی خون که خورده‌ایم

کان شاهباز قدس فتادی به دام ما

در دار ملک عالم معنی دم نخست

زد دست غیب سکّهٔ دولت به نامِ ما

مائیم اصل و جمله فروع فروغ ماست

گر خواجه منکر است بنوشد ز جام ما

بر آستان پیر مغان رو نهاده‌ایم

برتر ز عرش آمده زین رو مقام ما

عرش سپهر خود چه بود پیش عرش دل

یا کعبه در برابر بیت الحرام ما

هر ذرّه خاک دره و هر تخته تخت شد

چون آمد آن همای همایون به دام ما

گلبانگ نیستی چو شد از بام ما بلند

نه بام چرخ وام برند از دوام ما

اسرار بشکند کله خسروی به فرق

تا گفته میفروش تو هستی غلام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷اصحبوا العشق ایها الا صحاب
  2. شمارهٔ ۲۸فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
  3. شمارهٔ ۲۹ای ماه جبین سیم غبغب
  4. شمارهٔ ۳۰پیوسته مرا ز غم تب و تاب
  5. شمارهٔ ۳۱جلوه گر در پرده آمد آفتاب
  6. شمارهٔ ۳۲دل و جانم فدای حضرت دوست
  7. شمارهٔ ۳۳باز بلبل لحن موسیقار داشت
  8. شمارهٔ ۳۴ره و رهبر دلا محبت اوست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.