پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

ره و رهبر دلا محبت اوست

سود و سرمایه عشق حضرت اوست

قرة العین عارفان که فناست

نیستی در فروغ طلعت اوست

غیبتت از خودی و شرب مدام

از دوام حضور ساحت اوست

دولت فقر و کنج آزادی

بندگی گدای حضرت اوست

همگی دیده شد پی دیدار

اندر آن مشهدی که رؤیت اوست

سر بسر گوش شو سرود نیوش

اندر آن محضری که مدحت اوست

همه اندیشه شو فلاطون کیش

در خم دل که جای فکرت اوست

بر در دل نشین نگهبان باش

کین سراپرده خاص خلوت اوست

چه عجب سر به عرش سود اسرار

بندهٔ بندگان حضرت اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶ای من فدای عاشقی هرچندخونخوارمن است
  2. شمارهٔ ۳۷به چار سوق طریقت بجز متاع محبت
  3. شمارهٔ ۳۸ای به رَهِ جستجوی نعره‌زنان دوست دوست
  4. شمارهٔ ۳۹گردی از آن رهگذرم آرزوست
  5. شمارهٔ ۴۰خانهٔ دل حریم خلوت اوست
  6. شمارهٔ ۴۱شهر پر آشوب و غارت دل و دین است
  7. شمارهٔ ۴۲دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست
  8. شمارهٔ ۴۳شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.