پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست

منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست

نیست یک مرغ دلی کش نفکندی بقفس

تیر بیداد تو تا پر به پری نیست که نیست

ز فغانم ز فراق رخ و زلفت بفغان

سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست

نه همین از غم او سینهٔ ما صد چاک است

داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست

موسیی نیست که دعویِّ انا الحق شنوَد،

ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست

گوش اسرار شنو نیست وگرنه اسرار

برش از عالم معنی خبری نیست که نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵خرامد از برم آن قد و قامت
  2. شمارهٔ ۴۶نی رحم ترا باین فکار است
  3. شمارهٔ ۴۷خطت دمیدو هنوزت سری ز ناز گرانست
  4. شمارهٔ ۴۸آن شاه که گاهی نظری سوی گدا داشت
  5. شمارهٔ ۴۹سینه پر ناله و لب خاموش است
  6. شمارهٔ ۵۰ای آفت جان ها خم ابروی کمندت
  7. شمارهٔ ۵۱دل و دین بتی نامسلمان گرفت
  8. شمارهٔ ۵۲ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.