پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

ای از صفات گشته هویدا همه صفات

ذات خجسته‌ات شده مرآت بهر ذات

نزدیک شد که دعوی پیغمبری کنی

کز خط کتاب داری و از غمزه معجزات

یک بوسه‌ای ز وجه، زکاتم نمی‌دهی؟

گویا که فرض نیست به شرع شما زکات

نی نی مرا چه حد که چنین آرزو کنم؟

بر چرخ سر زنم که زنم بوسه نقش پات

دیگر برات آتش دوزخ چه حاجتست

ما را همین بس است که مردیم از برات

دایم به رهگذار تو اسرار امیدوار

ای پیک نیک پی بده از محنتم نجات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶نی رحم ترا باین فکار است
  2. شمارهٔ ۴۷خطت دمیدو هنوزت سری ز ناز گرانست
  3. شمارهٔ ۴۸آن شاه که گاهی نظری سوی گدا داشت
  4. شمارهٔ ۴۹سینه پر ناله و لب خاموش است
  5. شمارهٔ ۵۰ای آفت جان ها خم ابروی کمندت
  6. شمارهٔ ۵۱دل و دین بتی نامسلمان گرفت
  7. شمارهٔ ۵۲ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
  8. شمارهٔ ۵۳گل آمد بلبلان را این پیام است
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.