پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

دل و دین بتی نامسلمان گرفت

بیک عشوهٔ کشور جان گرفت

بت سبزوار از خط سبزه وار

بخد خور آسا خراسان گرفت

ز پیکان او یافت حظی دلم را

که گفتی که خطش ز پیکان گرفت

بدوران مخور غم به دور آن می آر

که غم ها برد می چودوران گرفت

چه خواهد دگر شحنهٔ غم زمانه

اگر نیم جان بود جانان گرفت

دلی داشتم بود غمخوار جان

ولی ترک مستی ز این آن گرفت

مرا بود چشمی از او بهره ور

ز بس اشک بارید طوفان گرفت

شه حسنش آهنگ تاراج کرد

ز اسرار دل برد و ایمان گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳گل آمد بلبلان را این پیام است
  2. شمارهٔ ۵۴دل ز محنت شده خون جام می ناب کجاست
  3. شمارهٔ ۵۵باغ و گل و مل همه مهیاست
  4. شمارهٔ ۵۶هندوی خال رخش باج ز عنبر گرفت
  5. شمارهٔ ۵۷باز یار بیوفای ما سر یاریش نیست
  6. شمارهٔ ۵۸گودست کشد از ناز این نرگس طنّازت
  7. شمارهٔ ۵۹شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت
  8. شمارهٔ ۶۰مرا از عشق دل لبریز خون است
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.