پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

باغ و گل و مل همه مهیاست

هنگام تفرج و تماشاست

بخرام برون که بهر تعظیم

عمری است بباغ سرو برپاست

نرگس همه روز چشم بر راه

سنبل همه عمر در تمناست

تا پات مباد رنجه گردد

برروی زمین ز سبزه دیباست

تا باز چو شور چشمت انگیخت

کز شهر غریوفتنه برخواست

هر قدر بظرف حسن گنجید

مشاطهٔ صنع بروی آراست

سر دفتر لعبتان شوخت

سر کردهٔ لولیان زیباست

مست از می لعل اوست اسرار

امروز چه حاجتش بصهباست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷باز یار بیوفای ما سر یاریش نیست
  2. شمارهٔ ۵۸گودست کشد از ناز این نرگس طنّازت
  3. شمارهٔ ۵۹شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت
  4. شمارهٔ ۶۰مرا از عشق دل لبریز خون است
  5. شمارهٔ ۶۱ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت
  6. شمارهٔ ۶۲چون دست قضا رشته اعمار برشت
  7. شمارهٔ ۶۳زیبی که بشکل هرنگار است
  8. شمارهٔ ۶۴جام جم مظهر اعظم دل درویشان است
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.