پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

شبی دارم دراز و تیره همچون تار گیسویت

دلی دارم پریشان همچو موی عنبرین بویت

ز مژگان خارها درجویبار دیدگان بستم

که ماندلخت دل وزصاف اشک آبی زنم کویت

دل دیوانه ام ملک ملامت را مسخّر کرد

طریق مملکت گیری دلم آموخت ز ابرویت

شمیم مُشک تاتاری چه باشد پیش آن کاکل

عبیر و عنبر سارا کجا و زلف جادویت

ز تار موی شبرنگت نموده تیره روز ما

بفرما تا برافروزد فروغی شعلهٔ رویت

دل افسرده ای اسرار زین زهد ریا دارد

چه شد آن برق عالمسوز عشق آتشین خویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱ای قبلهٔ حاجات ملک طرف کلاهت
  2. شمارهٔ ۶۲چون دست قضا رشته اعمار برشت
  3. شمارهٔ ۶۳زیبی که بشکل هرنگار است
  4. شمارهٔ ۶۴جام جم مظهر اعظم دل درویشان است
  5. شمارهٔ ۶۵ساقی قدحی در ده تقریب و تعلل چیست
  6. شمارهٔ ۶۶ای نقش چکل چو گل محدث
  7. شمارهٔ ۶۷دل را به تمنّا ز تو دیدار و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۶۸جسته‌ام شیرین‌سخن یاری فصیح
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.