پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

نی رحم ترا باین فکار است

نی بی تو مرا دمی قرار است

کی یاد کنی ز بلبل خویش

ای گُل که ترا چو من هزار است

پیشت دُر اشک مردم چشم

ساقط ز محل اعتبار است

تو عهد شکسته ای و مارا

پیمان محبّت استوار است

ای تیر کمان ابروی دوست

مرغ دل ما در انتظار است

در آینه تا نشسته نقشت

بر آینهٔ دلم غبار است

تا شانه بزلفت آشنا شد

دل چاک ز رشک شانه دار است

پرسی چو ز بیقراری ما

اسرار تو بر همان قرار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸آن شاه که گاهی نظری سوی گدا داشت
  2. شمارهٔ ۴۹سینه پر ناله و لب خاموش است
  3. شمارهٔ ۵۰ای آفت جان ها خم ابروی کمندت
  4. شمارهٔ ۵۱دل و دین بتی نامسلمان گرفت
  5. شمارهٔ ۵۲ای دل نخوری محنت و اندوه که چندت
  6. شمارهٔ ۵۳گل آمد بلبلان را این پیام است
  7. شمارهٔ ۵۴دل ز محنت شده خون جام می ناب کجاست
  8. شمارهٔ ۵۵باغ و گل و مل همه مهیاست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.