پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست

چرا که طاقت بیداد آسمانم نیست

بزیر تیغ تو من پر زدن هوس دارم

هوای بال فشانی ببوستانم نیست

خوشم که نیست مراروزن از قفس سوی باغ

که تاب دیدن گلچین و باغبانم نیست

میان آتش و آبم ز دیده و دل خویش

شبی که جای بر آن خاک آستانم نیست

بگوشهٔ قفسش خوگرفتهام چندان

که گر رهاکندم ذوق آشیانم نیست

دلت چو واقف اسرار و نکته دان باشد

چه غم بساحت قرب تو گر بیانم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴ای از صفات گشته هویدا همه صفات
  2. شمارهٔ ۴۵خرامد از برم آن قد و قامت
  3. شمارهٔ ۴۶نی رحم ترا باین فکار است
  4. شمارهٔ ۴۷خطت دمیدو هنوزت سری ز ناز گرانست
  5. شمارهٔ ۴۸آن شاه که گاهی نظری سوی گدا داشت
  6. شمارهٔ ۴۹سینه پر ناله و لب خاموش است
  7. شمارهٔ ۵۰ای آفت جان ها خم ابروی کمندت
  8. شمارهٔ ۵۱دل و دین بتی نامسلمان گرفت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.