پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

به چار سوق طریقت بجز متاع محبت

بکار نیست قماشی بنزد اهل حقیقت

به چشم اهل حقیقت شود مجاز حقیقت

شریعت است طریقت طریقت است شریعت

همه نظام نبوت بنصه کثرت و آداب

همه قوام ولایت بر اسطوانهٔ وحدت

نداشت نام ونشانی جمال پردگی غیب

بتابخانه کثرت نمود جلوه ز خلوت

وجود جامع آدم چو بود دانش اسماء

برید بر قد او دست حق قبای خلافت

چودر ارادهٔ حق مضمر است ارادهٔ عارف

عجب مدار که مقصودی آفرید به همّت

دلیر مظهر قهری که خویش اسپرحق ساخت

چو ختم مظهر رحمت نمود ختم فتوت

ندید دیدهٔ اسرار غیر مخزن اسرار

ز هرچه غیب و شهادت زهر چه صورت و سیرت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹گردی از آن رهگذرم آرزوست
  2. شمارهٔ ۴۰خانهٔ دل حریم خلوت اوست
  3. شمارهٔ ۴۱شهر پر آشوب و غارت دل و دین است
  4. شمارهٔ ۴۲دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست
  5. شمارهٔ ۴۳شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست
  6. شمارهٔ ۴۴ای از صفات گشته هویدا همه صفات
  7. شمارهٔ ۴۵خرامد از برم آن قد و قامت
  8. شمارهٔ ۴۶نی رحم ترا باین فکار است
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.