پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

ای به رَهِ جستجوی نعره‌زنان دوست دوست

گر به حرم ور به دیر کیست جز او اوست اوست

پرده ندارد جمال غیر صفات جلال

نیست بر این رخ نقاب نیست بر این مغزپوست

جامه‌دران گل از آن نعره‌زنان بلبلان

غنچه بپیچد به خود خون به دلش تو به توست

دم چو فرو رفت هاست هوست چو بیرون رود

یعنی از او در همه هرنفسی های و هوست

یار به کوی دلست گوی چو سرگشته گوی

به حربه جوی است و جوی این همه در جستجوست

با همه پنهانیش هست در اعیان عیان

با همه بی‌رنگیش در همه زو رنگ و پوست

یار در این انجمن یوسف سیمین‌بدن

آینه‌خانه جهان او به همه روبه‌روست

پرده حجازی بساز یا به عراقی نواز

غیر یکی نیست راز مختلف ار گفتگوست

مخزن اسرار او است سرّ سویدای دل

در پیش اسرار باز در به در و کو به کوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰خانهٔ دل حریم خلوت اوست
  2. شمارهٔ ۴۱شهر پر آشوب و غارت دل و دین است
  3. شمارهٔ ۴۲دمی نه کار زوی مرگ بر زبانم نیست
  4. شمارهٔ ۴۳شورش عشق تو درهیچ سری نیست که نیست
  5. شمارهٔ ۴۴ای از صفات گشته هویدا همه صفات
  6. شمارهٔ ۴۵خرامد از برم آن قد و قامت
  7. شمارهٔ ۴۶نی رحم ترا باین فکار است
  8. شمارهٔ ۴۷خطت دمیدو هنوزت سری ز ناز گرانست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.