پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

فتادهایم ز غم روزگار درگرداب

بیار ساقی گلچهره کشتی می ناب

شراب ناب بیاب و بتاب روز جهان

که هست نزد خردمند این جهان چو سراب

اگرنه کار فلک کجروی است داده چرا

بدیده هر شبه بیدار وی به بختم خواب

بجز طراوت رویت ندیدهام در گل

بجز حدیث تو نشنیدهام ز چنگ و رباب

ز بیم غیر بسویش نمیتوان نگریست

ز دیده اشک فشانم که بینمش در آب

نه عیب او است رقیبش ببین که در قرآن

قرین آیهٔ رحمت بود و عید عذاب

بیا بگو که جز اسرار زان لب میگون

که از مشاهده باده بوده مست و خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰پیوسته مرا ز غم تب و تاب
  2. شمارهٔ ۳۱جلوه گر در پرده آمد آفتاب
  3. شمارهٔ ۳۲دل و جانم فدای حضرت دوست
  4. شمارهٔ ۳۳باز بلبل لحن موسیقار داشت
  5. شمارهٔ ۳۴ره و رهبر دلا محبت اوست
  6. شمارهٔ ۳۵جرعهٔ ما را ز لعل می پرستش مشکل است
  7. شمارهٔ ۳۶ای من فدای عاشقی هرچندخونخوارمن است
  8. شمارهٔ ۳۷به چار سوق طریقت بجز متاع محبت
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.