پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما

می‌دهد تاب به مهر فلک آیینهٔ ما

راست شد بر قد ما خلعت سلطانی گل

که بود گنج وجود تو بگنجینهٔ ما

گر همه کین رقیبست ز دل برکندیم

کی سزد غیر تو در سینهٔ بی کینهٔ ما

غم عشق تو چو حسنت نپذیرد انجام

آری آغاز ندارد غم دیرینهٔ ما

همه اوصاف ازل شد ز وجودش پیدا

هرکه نوشید از آن بادهٔ دوشنبهٔ ما

دیدهایم این گل و مل بر ورق غنچه و تاک

گشته یکدم همگی شنبه و آدینهٔ ما

غم بیش و کم پیش آمدمان نیست که هست

حاضر الوقت کنون بر حسب دینهٔ ما

بسی اسرار که در خرقهٔ اسرار بود

اللّه اللّه منگر خرقهٔ پشمینهٔ ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
  2. شمارهٔ ۲۹ای ماه جبین سیم غبغب
  3. شمارهٔ ۳۰پیوسته مرا ز غم تب و تاب
  4. شمارهٔ ۳۱جلوه گر در پرده آمد آفتاب
  5. شمارهٔ ۳۲دل و جانم فدای حضرت دوست
  6. شمارهٔ ۳۳باز بلبل لحن موسیقار داشت
  7. شمارهٔ ۳۴ره و رهبر دلا محبت اوست
  8. شمارهٔ ۳۵جرعهٔ ما را ز لعل می پرستش مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.