پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

الهی بر دلم ابواب تسلیم و رضا بگشا

بروی ما، دری از زحمت بی منتها بگشا

رهی ما را بسوی کعبهٔ صدق و صفا بنما

دری ما را بصوب گلشن فقر و فنا بگشا

ببسط وجه و اطلاق جبین اهل تسلیمت

گره واکن ز ابرو عقده‌های کار ما بگشا

بعقد گیسوان پردهٔ عصمت نشینانت

ز لطفت برفع از روی عروس مدعا بگشا

درون تیرهٔ دارم ز خواطرهای نفسانی

بسینه مطلعی از روزن نور و ضیا بگشا

بود دل چند رنجور از خمار و بسة میخانه

بر این دردی کش دردت در دار الشفا بگشا

درون درد پردردی بده کاید عذابش عذب

ببند این دیدهٔ بدبین ما چشم صفا بگشا

از این ناصاف آب در گذر افزود سوز جان

بسوی جویبار دل ره از عین بقا بگشا

پرافشان در هوایت طایران و مرغ دل دربند

پر و بال دلم در آن فضای جان فزا بگشا

ز پیچ و تاب راه عشق اندر وادی حیرت

مرا افتاده مشکلها تو ای مشگل گشا بگشا

در گنجینهٔ حق الیقین را نام تو مفتاح

به پیر مسلک آموز و جوان پارسا بگشا

زغم لبریز و خوندل چون صراحی تا بکی اسرار

گشاده روچو جامم ساز و نطق بانوابگشا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲دور از شاه خراسان در بلا
  2. شمارهٔ ۲۳صبا از ما بگو آن بیوفا را
  3. شمارهٔ ۲۴اختران پرتُوِ مشکاتِ دلِ انورِ ما
  4. شمارهٔ ۲۵ساقی بیا که گشت دلارام رام ما
  5. شمارهٔ ۲۶تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما
  6. شمارهٔ ۲۷اصحبوا العشق ایها الا صحاب
  7. شمارهٔ ۲۸فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
  8. شمارهٔ ۲۹ای ماه جبین سیم غبغب
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.