پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

سینه بشوی از علوم زاده سینا

نور و سنائی طلب ز وادی سینا

یار عیانست بی نقاب در اعیان

لیک دراعین کجا است دیده بینا

ساغر مینا ز دست پیر مغان گیر

چند خوری غم بزیر گنبد مینا

طعنه بویس و قرن زنی و قرین است

دیو و ددت قرنها و ساء قرینا

نیست رواماقرین ظلمت دیجور

روی تو عالم فروغ ماه جبینا

پرتو مهر از فلک بخاک گرافتد

خود چه شود عیسیا سپهر مکینا

یک نفس ای خاک راه دوست خدا را

بر سر اسرار زار خاک نشین آ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳صبا از ما بگو آن بیوفا را
  2. شمارهٔ ۲۴اختران پرتُوِ مشکاتِ دلِ انورِ ما
  3. شمارهٔ ۲۵ساقی بیا که گشت دلارام رام ما
  4. شمارهٔ ۲۶تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما
  5. شمارهٔ ۲۷اصحبوا العشق ایها الا صحاب
  6. شمارهٔ ۲۸فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
  7. شمارهٔ ۲۹ای ماه جبین سیم غبغب
  8. شمارهٔ ۳۰پیوسته مرا ز غم تب و تاب
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.