پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

دور از شاه خراسان در بلا

همچو ایوبم بکرمان مبتلا

آدم آسا از فریب آسمان

صرت من فردوس طوس را حلا

گرچه دارالفقر کرمان جنتی است

لیک در جنات سفلست و علا

ای صبا بگرفته دامانت مگر

خاک دامنگیر سخت این دلا

ای صبا از خطهٔ کرمان گذر

بر خراسان چون خورآسان از ولا

پس بآن شیرین شهر آشوب گوی

خاک راهت دیدهٔ ما را جلا

پیش تو شیرینی کرمانیان

زیره در کرمان و پیش کان طلا

ای خور ثانی عجب عاشق کشی

سوختم از دوریت سنگین دلا

از خراسان بوی خون آید همی

الصلا ای خیل جانباز الصلا

چند الست ربکم لارا جواب

دارم از شکر لبت چشم بلا

کلب خود را یا بباید داد بار

یا نباید کلب خود خواند اولا

واگرفتی سایهٔ خود از سرم

فکر اسرارت نداری مجملا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴اختران پرتُوِ مشکاتِ دلِ انورِ ما
  2. شمارهٔ ۲۵ساقی بیا که گشت دلارام رام ما
  3. شمارهٔ ۲۶تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما
  4. شمارهٔ ۲۷اصحبوا العشق ایها الا صحاب
  5. شمارهٔ ۲۸فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
  6. شمارهٔ ۲۹ای ماه جبین سیم غبغب
  7. شمارهٔ ۳۰پیوسته مرا ز غم تب و تاب
  8. شمارهٔ ۳۱جلوه گر در پرده آمد آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.