پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

الا یا نفس قد زموالمطا یا

خدایا ده شکیبایی خدایا

چو روز وصل را آمد شب هجر

الی روحی دنت ایدی المنایا

به دل بار غم آمد کوه بر کوه

کما یعلوا هوادجها الثنایا

ز چشمم دجله‌های خون فشاندند

وناراً اضرموها فی حشایا

گرم مانده است در تن نیم جانی

الاعوجوالافدیکم بقایا

الاحبواعنا دل ادنای الورد

اعینونی علی بث الشکایا

بنال اسرار هنگام وداع است

بنا حل النوی جل الرزایا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹گر پریشان حالم او داند لسان حال را
  2. شمارهٔ ۲۰الهی بر دلم ابواب تسلیم و رضا بگشا
  3. شمارهٔ ۲۱سینه بشوی از علوم زاده سینا
  4. شمارهٔ ۲۲دور از شاه خراسان در بلا
  5. شمارهٔ ۲۳صبا از ما بگو آن بیوفا را
  6. شمارهٔ ۲۴اختران پرتُوِ مشکاتِ دلِ انورِ ما
  7. شمارهٔ ۲۵ساقی بیا که گشت دلارام رام ما
  8. شمارهٔ ۲۶تا شدی آینهٔ مهر رخت سینهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.