پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

گرمهٔ من برافکنَد، از رخ خود نقاب را

گوشه‌نشین کند ز غم، خسروِ آفتاب را

خال سیه مگو بر آن، لعل گران‌بها بوَد

جوهریِ ازل زده، نقطهٔ انتخاب را

تاب و توان ربوده‌ای، از دل ناتوان من

تا به رُخت فکنده‌ای، سنبل پر ز تاب را

خواهی اگر تو بنگری، پیش رُخش فنای خلق

بین برتاب مهر او آب و جمد مذاب را

کرده نهان مَهِ مرا غیر چو ابر تیره‌ای

بار خدا ازاله کن، از برم این سحاب را

بهر زکوةِ حُسنِ خود، بوسه‌ای از لبش نداد

آه چه شد که محو شد، نام و نشان ثواب را؟

لشکر غم ز هر طرف، بهر هلاک بسته صف

ساقیِ سیم‌ساق کو؟ تا بدهد شراب را

حاصل مدرسه بجز، قال و مقال هیچ نیست

اسرار زین سپس کنم رهن بمی کتاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنت‌ها
  2. شمارهٔ ۱۶شهنشهی طلبی باش چاکر فقرا
  3. شمارهٔ ۱۷الا یا نفس قد زموالمطا یا
  4. شمارهٔ ۱۸وجودش بس ز حق دارد مزایا
  5. شمارهٔ ۱۹گر پریشان حالم او داند لسان حال را
  6. شمارهٔ ۲۰الهی بر دلم ابواب تسلیم و رضا بگشا
  7. شمارهٔ ۲۱سینه بشوی از علوم زاده سینا
  8. شمارهٔ ۲۲دور از شاه خراسان در بلا
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.