پرش به محتوای اصلی
حکیم سبزواری حکیم سبزواری

غزلیات

شمارهٔ ۱

اَلا یٰا اَیُّها الْوَرقیٰ ثَریٰ تَثوِی‌ اطْلَعِن عَنْها

که اندر عالم قدسی، ترا باشد نشیمن‌ ها

قَدِ اسْتَوْکَرْتَ فی مَهوَی الغَواسِق عَن وَریٰ صَفْحٰا

خوشا وقتی که بودت با هم‌آوازان پریدن‌ ها

برون آی از حجاب تن، بپر بر ساحت گلشن

کنی تا چند از روزن، نظر بر طَرْفِ گلشن‌ ها

تو سیمرغ همایونی، که عالم زیر پر داری

چِه سان با این شکوه و فر، گُزیدی کُنج گلخن‌ ها

در آن باغ و در آن هامون، بَرَت حاصل ز حد افزون

ز بهر دانه‌ای، اِی دون، نمودی ترک خرمن‌ ها

تو طاوس شهی اما، به چرمی دوخته از جرم

چو بینی خویش از آن روزن، کز آن برگیری ارزن‌ ها

بُوَد هردم چو بوقَلْمون، تو را اطوار گوناگون

گَهی اِنسی و گاهی جان، گهی بت گه برهمن‌ ها

صَبا بَلِّغْ اِلیٰ سَلْمیٰ مِنَ الْمَأسُورِ تَسلیما

بگو تا چند یا تنها نشیند تن زند تنها

همه جان‌ ها به قالب‌ ها، نقوشی از پَر عنقا

فروغ خور یکی باشد، بُوَد کثرت ز روزن‌ ها

نهایت نیست ای اسرار، اسرارِ دل ما را

همان بهتر که لب بندیم، از گفت و شنیدن‌ ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳تغییری ای صنم بده اطوار خویش را
  2. شمارهٔ ۴رشتهٔ تسبیح بگسستیم ما
  3. شمارهٔ ۵دل بسته نقش چهرهٔ دلدار خویش را
  4. شمارهٔ ۶از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشان‌ها
  5. شمارهٔ ۷ای قد تو سرو بوستان‌ها
  6. شمارهٔ ۸گرفته سبزه و گل روی صحرا
  7. شمارهٔ ۹ای نام خوش تو بر زبان‌ها
  8. شمارهٔ ۱۰تا جان بتن آید بیا احوالپرس این خسته را
همه‌ی غزلیات ←

حکیم سبزواری درباره‌ی حکیم سبزواری

ملا هادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ هجری قمری) معروف به حکیم سبزواری فقیه و متکلم و فیلسوف شیعه ایرانی است. او در شهر سبزوار به دنیا آمد. پدرش حاج میرزا مهدی سبزواری یکی از علما بود. ملا هادی غزل‌های حکمی و عرفانی نیز سروده‌است و در شعر «اسرار» تخلص می‌کرد. ملا هادی سبزواری عصر روز بیست و پنجم ذی الحجه سال ۱۲۸۹ قمری درگذشت. آر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.