پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷

اگر از چهره ذاتش برافتد برده اسما

ز تاب پرتو حسنش فنا گردد همه اشیا

ز جام باده عشقش همه ذرات سرمستند

گرفت آفاق ازین معنی سراسر فتنه و غوغا

همان یک باده با هر کس دهد ساقی ز دیگر جام

کند وامق ز عذرا مست و مجنون از رخ لیلی

تجلی میکند هر دم بعالم شاهد حسنش

اگر دیدار میخواهی بیاور دیده بینا

چو از رخ پرده بردارد جمال خود بیاراید

همه اعضای من گردد سراسر دیده سرتاپا

که تا هر جا بهر عاشق نماید شیوه دیگر

گهی مسجد کند منزل گهی میخانه را مأوی

به حسن تازه هر ساعت نماید یار دیداری

از آن رو دایما بودست اسیری واله و شیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹عاشق و رند و بیخودم تن تللا تلا تلا
  2. شمارهٔ ۱۰پیش از بنای دیر جهان دیر سال‌ها
  3. شمارهٔ ۱۱می نماید هر زمان حسن دگر دلدار ما
  4. شمارهٔ ۱۲گر وصال دوست میخواهی دلا
  5. شمارهٔ ۱۳در باز شد ز میکده ناموس و نام را
  6. شمارهٔ ۱۴بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا
  7. شمارهٔ ۱۵ای دوست نقاب زلف بگشا
  8. شمارهٔ ۱۶تا جان مرا شد بغم عشق تولا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.