پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

پیش از بنای دیر جهان دیر سال‌ها

با دوست بوده‌ایم به انواع حال‌ها

سرخوش ز جام وصل و در آغوش یار خود

بودیم بی‌جفای رقیب و ملال‌ها

معشوق را به ما نظری عاشقانه هست

ورنه چرا کند همه غنج و دلال‌ها

در هر لباس روی نماید به دلبری

گر شرح عشوه‌هاش بگویم فیال‌ها

هردم رخش به نقش دگر جلوه می‌کند

بیرون ز حصر حسن تو دارد مثال‌ها

در تاب حسن تو دل و جان مست و بی‌خودست

ناید جمال دوست به شرح و مقال‌ها

هردم ظهور خاص نماید اسیریا

او را به ماست این همه نوعی وصال‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲گر وصال دوست میخواهی دلا
  2. شمارهٔ ۱۳در باز شد ز میکده ناموس و نام را
  3. شمارهٔ ۱۴بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا
  4. شمارهٔ ۱۵ای دوست نقاب زلف بگشا
  5. شمارهٔ ۱۶تا جان مرا شد بغم عشق تولا
  6. شمارهٔ ۱۷ما می پرست یار و جهان می پرست ما
  7. شمارهٔ ۱۸کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
  8. شمارهٔ ۱۹ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.