پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا

برکش مرا سوی علا تا باز بینم آن لقا

شاید شوم دنگ و دلو در پرتو رخسار او

فارغ شوم از جست و جو خوش وارهم زین قیدها

بیرون کنم بیگانه را در واکنم میخانه را

خوش در کشم پیمانه را با آن حریف آشنا

در بزم یار ماه رو نوشم می بی رنگ و بو

با بانگ سازوهای وهو مستانه گویم تن تلا

زان می خرد بیخود شود دیوانه وش در ره رود

مستانه بانگی میزند خلق جهان را کالصلا

خوش در سماع آیم از آن گویم وداع جسم و جان

بیرون برم رخت از جهان نه خوف ماند نه رجا

فارغ ز نیک و بد شوم از خود دمی بیخود شوم

پس فانی سرمد شوم گردم سزاوار بقا

مایی ما چون شد عدم، شد موجها بحر قدم

منصور وقتم دم بدم گویم اناالحق برملا

هان ای اسیری تن بزن مستانه می گویی سخن

خط درکش اندرما و من با کس مگو سرخدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱افتخار ما به فقرست و فنا
  2. شمارهٔ ۲۲هر نفس آید صدای عشق کای عاشق درآ
  3. شمارهٔ ۲۳بردار ای صبا ز جمالش نقاب را
  4. شمارهٔ ۲۴چون جلوه روی تو برونست ز احصا
  5. شمارهٔ ۲۵تا حسن تو بنمود رخ از جمله اشیا
  6. شمارهٔ ۲۶جانا ز چین زلف گشا پیچ‌وتاب‌ها
  7. شمارهٔ ۲۷تا جان ما گذشت ازین قیل و قال‌ها
  8. شمارهٔ ۲۸عارف اسرار پنهانیم ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.