پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

عارف اسرار پنهانیم ما

حاکم اقلیم عرفانیم ما

زاهد ار ما عقل و هشیاری مجو

کز شراب عشق مستانیم ما

ما گدایانیم لیکن تاج بخش

هم بملک فقر سلطانیم ما

بی می و شاهد چو نتوانیم بود

زان حریف بزم رندانیم ما

هم بمسجد فی صلوة دایمون

هم بدیر از باده نوشانیم ما

هم به بتخانه خدا را ساجدیم

هم بکعبه بت پرستانیم ما

ما چه میدانیم تلوین و گمان

صاحب تمکین و ایقانیم ما

هر دو عالم جان ما را لقمه ایست

تا بخوان عشق مهمانیم ما

نیست گشتم از خود و هستم بحق

در حقیقت باقی و فانیم ما

در فنا جان محو جانان شد ولی

در بقا بنگر که جانانیم ما

گاه مطلوبیم و گاهی طالبیم

گاه درد و گاه درمانیم ما

گرد خود پیوسته دوری میکنیم

مرکز و پرگار دورانیم ما

گه ملک گه جنم و گاهی پری

گاه حیوان گاه انسانیم ما

سر حال خود بگویم با تو فاش

بر سرایر پرده پوشانیم ما

تا اسیری عاشق و دیوانه شد

در جهان عشق دستانیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
  2. شمارهٔ ۳۱زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما
  3. شمارهٔ ۳۲ای رخ چون گلشن تو روضه رضوان ما
  4. شمارهٔ ۳۳ای بدیدار تو روشن دیده گریان ما
  5. شمارهٔ ۳۴عاشقیم و مست صهبای لقا
  6. شمارهٔ ۳۵جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
  7. شمارهٔ ۳۶ای روی چو خورشیدت تابان ز همه اشیا
  8. شمارهٔ ۳۷ای ذات تو ظاهر شده بر صورت اسما
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.