پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

ز خورشید جمال عالم آرا

جهان پر شد ز انوار تجلی

جهان شیدای حسنش گشت یکسر

چه حسنست و چه رویست این تعالی

بخود از حسن یارم جلوه کرد

نقوش غیر شد زان جلوه پیدا

درون پرده هر ذره حسنش

چو خورشید جهان تابست هویدا

که تا کفار ره یابند بایمان

نقاب زلف از رخسار بگشا

بهر جا رو کند عاشق مهیاست

خرابات و می و شاهد در آنجا

ز قید خود اسیری باش آزاد

ببزم وصل مطلق بیخودی آ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما
  2. شمارهٔ ۳۲ای رخ چون گلشن تو روضه رضوان ما
  3. شمارهٔ ۳۳ای بدیدار تو روشن دیده گریان ما
  4. شمارهٔ ۳۴عاشقیم و مست صهبای لقا
  5. شمارهٔ ۳۵جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
  6. شمارهٔ ۳۶ای روی چو خورشیدت تابان ز همه اشیا
  7. شمارهٔ ۳۷ای ذات تو ظاهر شده بر صورت اسما
  8. شمارهٔ ۳۸ای حسن ترا عالم و آدم شده مجلا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.