پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

تا جان ما گذشت ازین قیل و قال‌ها

دل را به یاد روی تو ذوقست و حال‌ها

تا شسته شد ز لوح دلم نقش غیر دوست

جان مرا به اوست مدام این وصال‌ها

تا کرده‌ام به حسن تو تشبیه ماه و خور

دارم ز روی تو همه‌دم انفعال‌ها

تا آفتاب روی تو دیدم در اوج حسن

دیگر ندید کوکب بختم و بال‌ها

اهل گمان که بهره ندارند از یقین

دارند در ره تو عجایب خیال‌ها

در بزم وصل تو چو دلم شاد و خرمست

جانم رهید از غم هجر و ملال‌ها

حسنی چنین که دید، اسیری نمی‌توان

گفتن بیان شمه آن ماه و سال‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹ز خورشید جمال عالم آرا
  2. شمارهٔ ۳۰ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
  3. شمارهٔ ۳۱زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما
  4. شمارهٔ ۳۲ای رخ چون گلشن تو روضه رضوان ما
  5. شمارهٔ ۳۳ای بدیدار تو روشن دیده گریان ما
  6. شمارهٔ ۳۴عاشقیم و مست صهبای لقا
  7. شمارهٔ ۳۵جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
  8. شمارهٔ ۳۶ای روی چو خورشیدت تابان ز همه اشیا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.