پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

جانا ز چین زلف گشا پیچ‌وتاب‌ها

تا تابد از رخت به دلم آفتاب‌ها

تا حسن جان‌فروز تو بینند عاشقان

بردار یکدم از رخ خود این نقاب‌ها

هرکس که در بهشت وصال تو ره نیافت

دایم کشد به دوزخ فرقت عذاب‌ها

دایم به دوست روی‌به‌رو خوش نشسته‌ایم

داریم در میانه سؤال و جواب‌ها

یارست در لباس دو عالم عیان شده

این نقش غیر چیست به رویش قباب‌ها

سر دو کون از دل صافی خود بخوان

جانا چه حاجتست ترا با کتاب‌ها

آزادگی مجوی اسیری ز ما که هست

از زلف او به گردن جانم طناب‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸عارف اسرار پنهانیم ما
  2. شمارهٔ ۲۹ز خورشید جمال عالم آرا
  3. شمارهٔ ۳۰ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
  4. شمارهٔ ۳۱زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما
  5. شمارهٔ ۳۲ای رخ چون گلشن تو روضه رضوان ما
  6. شمارهٔ ۳۳ای بدیدار تو روشن دیده گریان ما
  7. شمارهٔ ۳۴عاشقیم و مست صهبای لقا
  8. شمارهٔ ۳۵جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.