پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

تا حسن تو بنمود رخ از جمله اشیا

حیران جهان شد دل شوریده شیدا

در آینه روی تو بنمود دو عالم

هم بود ز مرآت جهان حسن تو پیدا

چون کرد تجلی رخ زیبای تو دیدیم

مجلای جمال تو همه صورت و معنا

تا دیده جان دید بهم زلف و رخت را

با ظلمت و نورست دلم را سرو سودا

چون باد صبا پرده ز روی تو برانداخت

شد مهر جمال تو ز هر ذره هویدا

خورشید جمال رخ آن یار عیان دید

از پرده ذرات جهان دیده بینا

تا کرد اسیری برخش دیده جان باز

باشد ز همه رو بجمالش نظر او را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷تا جان ما گذشت ازین قیل و قال‌ها
  2. شمارهٔ ۲۸عارف اسرار پنهانیم ما
  3. شمارهٔ ۲۹ز خورشید جمال عالم آرا
  4. شمارهٔ ۳۰ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
  5. شمارهٔ ۳۱زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما
  6. شمارهٔ ۳۲ای رخ چون گلشن تو روضه رضوان ما
  7. شمارهٔ ۳۳ای بدیدار تو روشن دیده گریان ما
  8. شمارهٔ ۳۴عاشقیم و مست صهبای لقا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.