پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

بردار ای صبا ز جمالش نقاب را

گو بنگرید آن رخ چون آفتاب را

چون دیده تاب دیدن حسن رخش نداشت

برروی خود فکند ازین رو نقاب را

ساقی بیار باده بمخمور عشق ده

بشکن خمار عاشق مست و خراب را

ای پیر میکده در میخانه باز کن

مست مدام ساز همه شیخ و شاب را

بر بحر هستی تو جهان غیر موج نیست

عارف بغیر بحر چگوید حباب را؟

عمری بعشق روی تو نغنود دیده هیچ

با چشم عاشق تو چه کارست خواب را؟

نزد اسیری دوزخ محض و عذاب دان

بی روی دوست جنت عدن و ثواب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵تا حسن تو بنمود رخ از جمله اشیا
  2. شمارهٔ ۲۶جانا ز چین زلف گشا پیچ‌وتاب‌ها
  3. شمارهٔ ۲۷تا جان ما گذشت ازین قیل و قال‌ها
  4. شمارهٔ ۲۸عارف اسرار پنهانیم ما
  5. شمارهٔ ۲۹ز خورشید جمال عالم آرا
  6. شمارهٔ ۳۰ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
  7. شمارهٔ ۳۱زد خیمه شاه عشق بصحرای جان ما
  8. شمارهٔ ۳۲ای رخ چون گلشن تو روضه رضوان ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.