پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

افتخار ما به فقرست و فنا

ما کجا و منصب و مال از کجا

با وجود ملک عشق لایزال

عارم آید زین جهان بی بقا

جان ما مستغرق نور لقاست

کی بجنت سر فرود آید مرا

برفراز نه فلک طیران کند

شاهباز همت والای ما

جان بجانان زنده جاوید گشت

تا ز قید خود بکلی شد فنا

از شراب جام منصوری بنوش

مست و بیخودگو انالحق برملا

از می عشقست جان مست الست

اینچنین مستی بود بی منتها

دلبرم در کام جان ریزد مدام

آن شراب بی خمار جانفزا

از تجلی جمال روی دوست

جمله عالم غرق نورند و ضیا

عاشقان بینند رویش بی نقاب

لیک چشم زاهدان دارد عما

گفت اسیری گر تو میجویی وصال

بی تویی در بزم وصل ما درآ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳بردار ای صبا ز جمالش نقاب را
  2. شمارهٔ ۲۴چون جلوه روی تو برونست ز احصا
  3. شمارهٔ ۲۵تا حسن تو بنمود رخ از جمله اشیا
  4. شمارهٔ ۲۶جانا ز چین زلف گشا پیچ‌وتاب‌ها
  5. شمارهٔ ۲۷تا جان ما گذشت ازین قیل و قال‌ها
  6. شمارهٔ ۲۸عارف اسرار پنهانیم ما
  7. شمارهٔ ۲۹ز خورشید جمال عالم آرا
  8. شمارهٔ ۳۰ای پرتو جمال تو نورالیقین ما
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.