پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

در باز شد ز میکده ناموس و نام را

ساقی صلای باده بگو خاص و عام را

مست و خراب و بیخودم ای پیر می فروش

بنمای راه میکده مستان جام را

دریاب ساقیا بدو جامی دگر مرا

هشیار ساز بیخود مست مدام را

دوران بکام ماست بده باده ساقیا

از من مپرس هیچ حلال و حرام را

مست شراب عشق ز هشیار عقل به

با زاهدان بگوی ز ما این پیام را

زلف چوشب حجاب رخ همچو مه چراست؟

بگشا ز رونقاب و بروز آرشام را

مفتی چو عقل ره نبرد در مقام عشق

از عاشقان بجوی نشان این مقام را

عشاق پخته در حرم وصل محرمند

کی ره بود ببزم تو زهاد خام را

در عاشقی چو شهره شهرم اسیریا

گر عاقلی ز ما مطلب ننگ و نام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵ای دوست نقاب زلف بگشا
  2. شمارهٔ ۱۶تا جان مرا شد بغم عشق تولا
  3. شمارهٔ ۱۷ما می پرست یار و جهان می پرست ما
  4. شمارهٔ ۱۸کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
  5. شمارهٔ ۱۹ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا
  6. شمارهٔ ۲۰جامه بیگانگی پوشید یار آشنا
  7. شمارهٔ ۲۱افتخار ما به فقرست و فنا
  8. شمارهٔ ۲۲هر نفس آید صدای عشق کای عاشق درآ
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.