پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

ما می پرست یار و جهان می پرست ما

مامست عشق و کون ومکان بوده مست ما

جنب وجودم از می توحید حق پرست

زاهد مکن بسنگ ملامت شکست ما

در ملک عشق منصب ما بین چو شد بلند

ماپست یارو جمله جهان گشته پست ما

هر ماهیی که بود درین بحر بی کران

موج کرم فکند تمامی بشست ما

ذرات کون آینه مهر روی اوست

این روی دیده بود ز بت بت پرست ما

بر وحدت خدا همه ذرات شاهدند

گر منکری شنو تو جواب الست ما

ما پشت پا زدیم اسیری بهر دو کون

تا اوفتاد دامن عشقش بدست ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا
  2. شمارهٔ ۲۰جامه بیگانگی پوشید یار آشنا
  3. شمارهٔ ۲۱افتخار ما به فقرست و فنا
  4. شمارهٔ ۲۲هر نفس آید صدای عشق کای عاشق درآ
  5. شمارهٔ ۲۳بردار ای صبا ز جمالش نقاب را
  6. شمارهٔ ۲۴چون جلوه روی تو برونست ز احصا
  7. شمارهٔ ۲۵تا حسن تو بنمود رخ از جمله اشیا
  8. شمارهٔ ۲۶جانا ز چین زلف گشا پیچ‌وتاب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.