پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

تا جان مرا شد بغم عشق تولا

کردم ز قرار و خرد و صبر تبرا

با چاشنی عشق برابر نتوان کرد

نه آرزوی دنیی و نه لذت عقبی

در هر دو جهان از هوس دیدن رویت

عاشق نکند جز بسر کوی تومأوی

ذرات دو عالم همه مست می عشقند

در بزم شهود تو نه ادناست نه اعلا

در کعبه و بتخانه طلبکار تو بودم

هرجا که شدم وصل تو بودست تمنا

بی آینه ادراک جمالت نتوان کرد

آئینه رخسار تو شد دیده بینا

هر دل که نبیند ز جهان عکس جمالت

در عالم تحقیق بود جاهل و اعمی

مست می دیدار خدا را خبری نیست

از آتش سوزان و نه از روضه و طوبی

چون ذره سرگشته دل و جان اسیری

در پرتو خورشید جمالت شده شیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
  2. شمارهٔ ۱۹ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا
  3. شمارهٔ ۲۰جامه بیگانگی پوشید یار آشنا
  4. شمارهٔ ۲۱افتخار ما به فقرست و فنا
  5. شمارهٔ ۲۲هر نفس آید صدای عشق کای عاشق درآ
  6. شمارهٔ ۲۳بردار ای صبا ز جمالش نقاب را
  7. شمارهٔ ۲۴چون جلوه روی تو برونست ز احصا
  8. شمارهٔ ۲۵تا حسن تو بنمود رخ از جمله اشیا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.