پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

ای دوست نقاب زلف بگشا

بی پرده بما جمال بنما

حیفست جمال ذات مطلق

مخفی شده در صفات و اسما

رخسار تو گر نقاب برداشت

هر ذره نمود مهر والا

در کسوت صورتست و معنی

پیوسته جمال دوست پیدا

در پرتو حسن اوست حیران

جان و دل عاشقان شیدا

بگشود صبا گره ز زلفت

از دام بلا رهید جانها

هر دم بلباس غیر آن یار

بر جمله جهان نمود خود را

پیداست ز روی ماه رویان

خورشید جمال دلبر ما

هر لحظه بنقش دیگر آن یار

بر دیده دل شود هویدا

گه خضر و گهی مسیح گردد

گه آدم و نوح و گاه حوا

آزاده ز قید شد اسیری

تا دید جمال دوست هر جا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ما می پرست یار و جهان می پرست ما
  2. شمارهٔ ۱۸کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
  3. شمارهٔ ۱۹ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا
  4. شمارهٔ ۲۰جامه بیگانگی پوشید یار آشنا
  5. شمارهٔ ۲۱افتخار ما به فقرست و فنا
  6. شمارهٔ ۲۲هر نفس آید صدای عشق کای عاشق درآ
  7. شمارهٔ ۲۳بردار ای صبا ز جمالش نقاب را
  8. شمارهٔ ۲۴چون جلوه روی تو برونست ز احصا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.