پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا

ز خیال زلف مشکین بسرم هزار سودا

ز شراب عشق مستم ز خمار عقل رستم

چکنم صلاح و تقوی چو شدم بعشق رسوا

چو ز لوح دل بشستی همه نقوش اغیار

ز پس حجاب عزت رخ یار شد هویدا

ز شراب وصل جانان همه کاینات مستند

تو ز بیخودی نداری خبری ز مستی ما

چو نداشت ذوق عرفان دل بیخبر چه داند

که جمال روی جانان بچه رو نمود هرجا

نه که یار گشت پنهان تو بچشم ما نظر کن

که بنقش هر دو عالم همه روی اوست پیدا

نظری بچشم جان کن، بجمال او اسیری

که چگونه گشت پنهان بنقاب جمله اشیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶تا جان مرا شد بغم عشق تولا
  2. شمارهٔ ۱۷ما می پرست یار و جهان می پرست ما
  3. شمارهٔ ۱۸کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
  4. شمارهٔ ۱۹ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا
  5. شمارهٔ ۲۰جامه بیگانگی پوشید یار آشنا
  6. شمارهٔ ۲۱افتخار ما به فقرست و فنا
  7. شمارهٔ ۲۲هر نفس آید صدای عشق کای عاشق درآ
  8. شمارهٔ ۲۳بردار ای صبا ز جمالش نقاب را
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.