پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

می نماید هر زمان حسن دگر دلدار ما

تا نباشد جز طلبکاری بعالم کار ما

در حقیقت شد بهشت عاشقان دیدار دوست

جز وصال و فرقت او نیست نور و نارما

حسن او پیداست ما محجوب هستی خودیم

شد حجاب روی جانان پرده پندار ما

در لباس هر چه بینی آن پری رورو نمود

نیست عالم غیر مرآت جمال یار ما

دیده ام در پرده هر ذره مهر روی دوست

عارفی کو تا که گردد واقف اسرار ما

بی من و مایی بود اقبال بخت عاشقان

شد براه عشق او ما و منی ادبار ما

آنچه بیند جان جمله سالکان در خواب خوش

آن به بیداری عیان بیند دل بیدار ما

فخر و ناموس طریقت هست عجز و نیستی

در حقیقت کبر و هستی نیست غیر از عارما

گفتمش مطلوب جانم زین طلب دانی که چیست

گفت مطلوب اسیری نیست جز دیدار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳در باز شد ز میکده ناموس و نام را
  2. شمارهٔ ۱۴بهوای روی جانان دل و جان ماست شیدا
  3. شمارهٔ ۱۵ای دوست نقاب زلف بگشا
  4. شمارهٔ ۱۶تا جان مرا شد بغم عشق تولا
  5. شمارهٔ ۱۷ما می پرست یار و جهان می پرست ما
  6. شمارهٔ ۱۸کونین قطره ایست ز دریای ذات ما
  7. شمارهٔ ۱۹ای شاهبازکبریا زین ظلمت آباد هوا
  8. شمارهٔ ۲۰جامه بیگانگی پوشید یار آشنا
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.