پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۴

بکفر زلف آن ترسا بچه تا دین و دل دادم

صلیب رشته تسبیح زاهد رفته از یادم

مرا زاین بستگی بس فخر بر آزادگان باشد

مباد آندم که بگشاید زرحمت پای صیادم

نیم خسرو که گر شیرین نباشد شکری جویم

مقیم بیستون عشق پابرجای فرهادم

زآب دیده آتش زد بخاکم بخت وارونم

شدم چون کوه وهجر تو چو کاهی داد بر بادم

زبس شاگردی عشقت بمکتب خانه ها کردم

بدرس عشق چون مجنون بعصر خویش استادم

زموج اشک پی در پی گسسته لنگر صبرم

سکون در دل کجا ماند که بر آبست بنیادم

مناز ای باغبان از سرو آزادت نیم قمری

که من با بندگی قامتش از سرو آزادم

بکوثر نیستم محتاج و تشنه نیستم فردا

بکوی میفروشان تا که کرده خضر ارشادم

زهول عرصه محشر ندارم اضطراب ایدل

کند پیر خرابات ار بیکجرعه می امدادم

ثناخوان علی آشفته و درویش مدحت گر

گدای درگه حیدر نه ابدال و نه اوتادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۶زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم
  2. شمارهٔ ۸۲۷تا کرد ادیب عشق یک نکته مرا تعلیم
  3. شمارهٔ ۸۲۸ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم
  4. شمارهٔ ۸۲۹من به بیداری شب‌های غمت معروفم
  5. شمارهٔ ۸۳۰چنان بطره لیلای خویش مفتونم
  6. شمارهٔ ۸۳۱منکه در دشت جنون پیشرو مجنونم
  7. شمارهٔ ۸۳۲ای زده بر خط مشگین بر گل سوری رقم
  8. شمارهٔ ۸۳۳بوستان باغ بهشتست و عیان می بینم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.