پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۳

زعقلم جان بتنگ آمد دل دیوانگی دارم

بجانم زآشنائیها سر بیگانگی دارم

نه دیر و نه حرم تسبیح و زنارم زکف رفته

بشمع که نمیدانم سر پروانگی دارم

برآنم تا نهم زنجیر زلف آن پری از کف

کنید آماده زنجیرم سر دیوانگی دارم

خمار آلوده بودم خواستم پیمانه از ساقی

لب میگون او گفتا شراب خانگی دارم

نظر بر شاهد و دل پیش ساقی گوش بر مطرب

حکیما خود بگو کی قوه فرزانگی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۵ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی
  2. شمارهٔ ۸۰۶تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاد
  3. شمارهٔ ۸۰۷چنان بطره لیلای خویش مفتونم
  4. شمارهٔ ۸۰۸ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم
  5. شمارهٔ ۸۰۹بوستان باغ بهشت است و عیان می‌بینم
  6. شمارهٔ ۸۱۰شدم آشفته همسایه به عشق خانه‌سوز امشب
  7. شمارهٔ ۸۱۱ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم
  8. شمارهٔ ۸۱۲من به بیداری شب‌های غمت معروفم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.