پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۲

زخم‌ها از شیخ و زاهد بی‌حد و مر خورده‌ام

تا شکایت بر در پیر مغان آورده‌ام

گو مَنِهْ تا جم به سر ای مدعی کاندر ازل

سر به جز بر آستان می‌کشان نسپرده‌ام

آگهی ای پیر میخانه تو از اسرار من

گرچه من از درد دل از صید یکی نشمرده‌ام

فقر تو فخر من است و بندگیت خواجگی

نیستم درویش غیر از تو طلب گر کرده‌ام

نشکفم جز از نسیم نوبهار نوصل دوست

کاز سموم هجر تو آن گلبن افسرده‌ام

خضر میخانه تویی ساقی عیسی‌دم کجاست

گو بده جامی که از جور زمان دل‌مرده‌ام

گر نمک سایی تو بر زخمم خنک داغ درون

ور کشم مرهم زخمی‌ست از نو خورده‌ام

از عنایات بزرگان جهان آشفته‌وار

التجا بر درگه شاه ولایت برده‌ام

ساقی میخانه وحدت علی پیر طریق

کاز همه کون و مکان رو بر درش آورده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۴چو کوفت نوبتی پادشاه نوبت بام
  2. شمارهٔ ۸۰۵ای ماهروی خرگهی ای صاحب تاج مهی
  3. شمارهٔ ۸۰۶تا که عکس تو به بتخانه آذر افتاد
  4. شمارهٔ ۸۰۷چنان بطره لیلای خویش مفتونم
  5. شمارهٔ ۸۰۸ای زده بر خط مشکین بر گل سوری رقم
  6. شمارهٔ ۸۰۹بوستان باغ بهشت است و عیان می‌بینم
  7. شمارهٔ ۸۱۰شدم آشفته همسایه به عشق خانه‌سوز امشب
  8. شمارهٔ ۸۱۱ناله زار زیر و بم اشک روان دمبدم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.